از آنجا که پیامبر گرامی اسلام قرآن کریم و معارف تابناک آن را از طریق وحی دریافت داشته است، شناخت قرآن و پاسخ به شماری از شبهات مربوط به آن مبتنی بر شناخت صحیح وحی است؛ لذا این موضوع از مباحث اساسی علوم قرآنی به شمار می رود و محققان به تفصیل با اجمال بدان پرداخته اند. با توجه به اهمیت موضوع وحی و وجود احادیث گرانقدر معصومان علیه السلام در این باره پرداختن به آن ضروری به نظر می رسد اما قبل از ورود به بحث باید به بررسی معنای لغوی و اصطلاحی وحی بپردازیم.

وحی در لغت

در بررسی واژه شناختی وحی دیدگاههای لغوی شماری از واژه شناسان زبان عربی را یادآور می شویم:

ابن فارس: وحی(واو، حاء و یاء) ریشه ای است که بر رساندن خبر یا پیامی به دیگری دلالت دارد؛ خواه پوشیده از دیگران باشد و خواه آشکار..."وحی" به معنای سریع است.(ابن فارس، معجم مقابیس اللغه، ج6، ص93)

راغب اصفهانی:"وحی" در اصل به معنای اشاره ی سریع است، به سبب  در برداشتن معنای سرعت، گویند:"امر وحی" یعنی"امر سریع" اشاره ی سریع، گاهی با تعریض و کلام رمزی و گاهی با صدای بسیط و خالی از ترکیب و در مواردی با اشاره به وسیله ی اعضا و یا نوشتن صورت می گیرد.(راغب اصفهانی، معجم مفردات الفاظ القرآن، ص552)

زمخشری: تعبیر "اوحی الیه" و" اومی الیه" هردو به یک معناست. هنگامی که با شخصی به گونه ای پوشیده از دیگران سخن گویی، می گویی:"وحیت الیه و اوحیت" (زمخشری، محمود بن عمر، اساس البلاغه، ص494)

فیروز آبادی: وحی به اشاره،نوشته، الهام، سخن پوشیده و به هرچه به دیگری القا کنی، گفته ی شود.( فیروز آبادی، محمد بن یعقوب، القاموس المحیط، ج4، ص401)

گزارش های لغت شناسان حاکی از آن است که واژه"وحی" بیشتر در اعلام سریع و نهانی به کار می رود. علامه طباطبایی(ره) می نویسد: از موارد کاربرد این واژه به دست می آید که"وحی" عبارت است از رساندن معنا به گونه ای که بر اشخاصی که مورد نظر نیستند، پوشیده بماند.(طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن،ج12،ص292، ذیل آیه ی 68 از سوره نحل)

وحی در اصطلاح

وحی در اصطلاح اسلامی عبارت است از پیام رسانی خداوند به پیامبران از راه مرتبط ساختن آنان با عالم غیب و ایجاد یک نوع ارتباط فراطبیعی. از آن رو که این نوع پیام رسانی، سریع و پوشیده از دیگران انجام می گیرد، از آن با واژه"وحی" تعبیر شده است.

علامه طباطبایی(ره) می نویسد:« وحی یک نوع تکلیم آسمانی(غیر مادی) است که در برخی افراد به خواست خدا پیدا می شود و دستورات غیبی(نهان از حس و عقل) را از وحی و تعلیم خدایی دریافت می کند.» (طباطبایی، سید محمد حسین، قرآن در اسلام، ص85)

گاهی وحی اصطلاحی به خود پیام الهی اطلاق می شود. بنابراین به قرآن و سایر معارف دینی که از طریق وحی دریافت شده است،" وحی" گفته می شود. چنانکه در آیه ی زیر وحی به همین معنا به کار رفته است:" و ما ینطق عن الهوی، ان هو الا وحی یوحی"

وجوه واژه ی وحی در قرآن

واژه"وحی" و مشتقات آن بیش از هفتاد بار در قرآن کریم به کار گرفته شده است که بیشتر موارد آن درباره پیام رسانی خدا به پیامبران است که ما از آن به وحی رسالی تعبیر می کنیم. ولی این واژه وجوه معنایی گوناگون دیگری نیز دارد که عبارت است از:

1.        پیام رسانی به پیامبران: این نوع از وحی عبارت است از پیام رسانی خدای متعال به پیامبران. محتوای پیام در این نوع وحی بیشتر، احکام و معارف دینی است. از آنجا که بیشتر کاربردهای واژه  ی وحی در قرآن مربوط به این مورد است، اگر قرینه ای برای حمل آن بر سایر وجوه نیابیم، بر این معنا حمل می شود. در احادیث و اصطلاح شرعی نیز به همین معنا به کار می رود. از این رو علامه طباطبایی(ره) می فرماید: ادب دینی در اسلام اقتضا می کند که واژه"وحی" را در غیر پیام رسانی خدا به انبیا و رسولان به کار نبریم. (طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن،ج12،ص292، ذیل آیه ی 68 از سوره نحل)

"نوحی" در آِیه ی" کذلک نوحی الیک و الی الذین من قبلک...؛ اینگونه خداوند پیروزمند فرزانه به سوی تو و کسانی که پیش از تو بودند وحی می کند..."(شوری/3) و"اوحینا" در آیه ی" انا اوحینا الیک کما اوحینا الی نوح و النبیین من بعده و اوحینا الی ابراهیم و اسماعیل و یعقوب؛ ما همچنان که به نوح و پیامبران پس از او وحی کردیم، به تو {نیز} وحی کردیم؛ و به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب..{نیز} وحی نمودیم." (نساء/163) از مصادیق کاربرد این واژه در وحی رسالی است. در آیه ی" ما کان لبشر ان یکلمه الله الا وحیا او من وراء حجاب او یرسل رسولا فیوحی باذنه ما یشاء انه علی حکیم؛ و هیچ بشری را نرسد که خدا با او سخن گوید جز با وحی یا از فراسوی حجابی، با پیام رسانی فرستد و آنچه می خواهد به اذن خویش وحی کند. به راستی او بلند مرتبه ای فرزانه است." (شوری/51) به اقسام وحی رسالی اشاره شده است.

2.        پیام رسانی به اولیا(وحی تسدیدی):" و جعلناهم ائمه یهدون بامرنا و اوحینا الیهم فعل الخیرات و اقام الصلوه...؛ و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما هدایت می کردند و به ایشان انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را الهام کردیم.." (انبیاء/73) به این نوع وحی اشاره می شود. از نگاه علامه طباطبایی(ره) مراد از"اوحینا" در آیه ی یاد شده، تایید و تسدید ربانی نسبت به انبیاء و امامان معصوم علیه السلام است.(طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج1، ص274) و این غیر از وحیی است که به پیامبران اختصاص دارد.

3.        پیام رسانی به فرشتگان: در آِه ی" اذ یوحی ربک الی الملائکه انی معکم...؛ {یاد کن} آن گاه را که پروردگارت به فرشتگان پیام داد که من با شمایم..." (انفال/12) به اینگونه از وحی اشاره شده است.

4.        الهام: در دو آِیه ی" و اوحینا الی ام موسی ان ارضعیه فاذا خفت علیه فالقیه فی الیم...؛ و به مادر موسی الهام کردیم که او را شیر ده، و چون بر او بیمناک شدی او را در نیل بینداز.." (قصص/7) و" اذ اوحیت الی الحواریین ان امنوا بی و برسولی..؛ و{یادکن} هنگامی را که به حواریون الهام نمودم که به من و فرستاده ام ایمان آورید..."(مائده/111)

5.        اشاره: در آیه ی" فخرج علی قومه من المحراب فاوحی الیهم ان سبحوا بکره و عشیا؛ پس، از محراب بر قوم خویش درآمد و با اشاره به آنان گفت که بامدادان و شامگاهان او را به پاکی بستایید." (مریم/11) «ایحاء» در معنای لغوی اش یعنی اشاره به کار رفته است.

6.        هدایت غریزی: در آیه ی" و اوحی ربک الی النحل ان اتخذی من الجبال بیوتا و من الشجر و مما یعرشون...؛ و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد که از کوهها و درختان و آنچه داربست کنند لانه گزین..."(نحل/68) بدیهی است که" اوحی" ناظر به هدایت غریزی زنبور عسل به راه و روشی است که از پیش برای او تعیین شده است.

7.        تقدیر و تدبیر: به نظر می رسد در آیه ی" فقیهن سبع سماوات فی یومین، و اوحی فی کل سماء امرها...؛ پس آنها را در دو روز هفت آسمان مقرر داشت و به هر آسمانی کار آن را الهام کرد..."(فصلت/12)  مراد از"اوحی" همان هدایت تکوینی آسمانهاست که اسباب این هدایت را خداوند متعال در درون آنها نهاده است. علی بن ابراهیم قمی می نویسد: مراد از وحی در این آیه وحی تقدیر و تدبیر است.(قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، ج2،ص263) سخن علامه طباطبایی(ره) گویای آن است که مراد از" و اوحی فی کل سماء امرها" این است که خداوند هرآنچه را مربوط به تدبیر هر آسمان است به فرشتگانی که در آن آسمانند فرمان داد.(طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج17، صص368-369)

8.        وسوسه های شیطانی: در آیه ی" ان الشیاطین لیوحون الی اولیائهم لیجادلوکم..؛ و شیاطین بی گمان، یاران خود را وسوسه می کنند تا با شما مجادله کنند..." (انعام/121) وحی در وجه معنایی وسوسه شیطانی به کار رفته است.

در حدیثی منسوب به علی علیه السلام که به مسائل گوناگون پرداخته، درباره ی معنای وحی در قرآن، مانند وجوهی که در اینجا آوردیم با اندکی تفاوت یاد شده است.(مجلسی، محمد باقر، ج90،صص16-17)

منبع: کتاب علوم قرآنی در مکتب اهل بیت علیه السلام، نوشته علی اصغر ناصحیان، ص37-41




برچسب ها : وحی ,  قرآن ,  احادیث ,  وحی رسالی ,  وحی تسدیدی , 

دسته بندی : مباحث علوم قرآنی ,