نکته ی مهمی که در بررسی قرآن باید به آن توجه داشت این است که در درجه ی اول می باید قرآن را به کمک خود قرآن شناخت. مقصود این است که آیات قرآن مجموعا یک ساختمان به هم پیوسته را تشکیل می دهند؛ یعنی اگر یک آیه از آیات قرآن را جدا کنیم و بگوییم تنها همین یک آیه را می خواهیم بفهمیم، شیوه ی درستی ایجاد نکرده ایم.

البته ممکن است فهم ما از همان یک آیه درست باشد، اما این کاری است از احتیاط بیرون. آیات قرآن برخی مفسر برخی دیگر است و همان طوری که برخی مفسران بزرگ گفته اند، ائمه ی اطهار علیه السلام این روش تفسیری را تایید کرده اند.

قرآن در بیان مسائل، شیوه ای مخصوص به خود دارد. در بسیاری موارد اگر یک آیه ی تنها را از قرآن اخذ کنید بدون آنکه آن را بر آیات مشابه عرضه بدارید مفهومی پیدا می کند که با مفهوم همان آیه وقتی که در کنار آیات هم مضمون قرار گرفته است به کلی متفاوت است.

به عنوان نمونه ای از شیوه ی خاص قرآن، میتوان از آیات محکم و آیات متشابه نام برد. درباره ی محکمات و متشابهات یک تصور عوامانه وجود دارد. گروهی می پندارند آیات محکم آنهایی هستند که مطالب در آنها به صورت ساده و صریح طرح شده و به عکس در آیات متشابه موضوعات به صورت معما و رمز مطرح گردیده است.

بر طبق این تعریف، مردم حق دارند تنها در آیات محکمه و صریح تدبر کنند ولی آیات متشابه اساسا قابل شناخت نیستند و نمی توان در مورد آنها اندیشه کرد.

قهرا اینجا این سوال مطرح می شود که اصلا فلسفه ی آیات متشابه چیست؟ چرا قرآن آیاتی را که قابل شناخت نیست، عرضه کرده است؟ پاسخ مطلب به اجمال این است که نه معنای محکم، صریح و ساده است و نه معنای متشابه، نغزوار و رمزگونه

حالا آیا در قرآن هم آیاتی نغزوار وجود دارد؟ این با نص قرآن که می گوید قرآن کتابی روشنگر و قابل فهم برای همه و آیاتش همه نور و هدایت است، منافات دارد.

سر مطلب این است که برخی مسائل مطروحه در قرآن بخصوص آنجا که سخن از امور غیب و ماوراء الطبیعه است، اساسا با الفاظ قابل بیان نیستند، اما از آنجا که زبان بیان قرآن همین زبان بشری است، ناگزیر آن موضوعات لطیف و معنوی با عباراتی بیان شده اند که بشر برای موضوعات مادی به کار می برد. لکن برای جلوگیری از سوء فهم، مسائل در بعضی آیات به گونه ای طرح شده که می باید حتما به کمک آیات دیگر تفسیر گردد و غیر از این راهی وجود نداشته است. مثلا قرآن می خواسته از حقیقتی که نام آن رویت خدا با قلب است یعنی اینکه انسان می تواند خدا را با قلب خود شهود کند-نام ببرد. این معنی در قالب این عبارات بیان شده:

"در آن روز چهره هایی خرم وجود دارد که به پروردگار خود نظر می افکنند."

قرآن لفظ"دیدن" را به کار برده و لفظ مناسبتری برای ادای مقصود در اختیار نداشته است اما برای جلوگیری از اشتباه در جای دیگر توضیح می دهد:" هیچ چشمی او را درک نمی کند ولی او بینندگان را مشاهده می کند."

طبعا خواننده متوجه می شود که علی رغم نشانه لفظی، این امور سنخیتی با هم ندارند و کاملا از یکدیگر جدا هستند.

قرآن برای جلوگیری از مشتبه شدن آن معانی شام و عالی با معانی مادی، می گوید: متشابهات را به محکمات ارجاع کنید:" قرآن را بر تو فرود آورد، برخی آیات آن محکمه هستند."(آل عمران/7) یعنی دارای آنچنان استحکامی که نمی توان انها را از معنی خود خارج کرد و معانی دیگری نتیجه گرفت.

این آیات، ام الکتاب یعنی آیات مادرند؛ یعنی درست همانگونه که طفل به مادر رجع می کند و مادر مرجع فرزند است و یا شهرهای بزرگ(ام القری) مرجع شهرهای کوچک تر محسوب می شوند، آیات محکم نیز مرجع آیات متشابه به حساب می آیند.

آیات متشابه برای فهمیدن و تدبر کردن هستند، اما در آنها باید به کمک آیات محکم تدبر کرد. بدون کمک آیات مادر، آنچه که از آیات متشابه اخذ شود درست و معتبر نخواهد بود.

منبع: قرآن شناسی علامه طباطبایی(ره)

 




برچسب ها : محکم ,  متشابه , 

دسته بندی : قرآن شناسی ,