معنا و مفهوم زیارت

زیارت در لغت عبارت است از تمایل و میل کردن است؛ خواه از دور باشد یا از نزدیک و خواه با گرایش قلبی و قصد هم همراه باشد یا نه و اعم از اینکه با اکرام و تعظیم مرور همراه باشد یا نه؛ از اینرو در مورد میل و گرایش عنصری مادی همانند خورشید که هیچ یک از خصایص فوق در آن نیست نیز در قرآن کریم از واژه"زِِِور"، که به معنای میل کردن است، استفاده شده است؛ در بیان قصه اصحاب کهف خورشید هنگام طلوع از جانب راست اصحاب کهف عبور می کرد و هنگام غروب از ناحیه چپ افول داشت و این عامل سلامت و صحت آنان می شد:« و تری الشمس اذا طلعت تراور عن کهفهم ذات الیمین و اذا غربت تقرضهم ذات الشمال؛ و آفتاب را می بینی که چون بر می آید، از غارشان به سمت راست مایل است و چون فرو می رود از سمت چپ دامن بر می چیند.» (کهف/17)

اما در اصطلاح دینی زیارت تمایلی است که افزون بر میل و حرکت حسی، قلب هم گرایش جدی پیدا کرده و نسبت به مزور هم با اکرام و تعظیم قلبی و انس روحی همراه باشد(مجمع البحرین، ج1، ربع2، ص305،"زور") و این معنا در مرتبه ی برین و کامل خود همانا اقبال قلبی، روحی، فکری، اخلاقی و عملی نسبت به مزور را با خود دارد.

البته هرچه مزور برتر و کامل تر باشد، قصد جدی تر و درجه ی تکریم و تعظیم نیز برتر بوده که شاهد آن اظهار محبت و مودت جوانحی و ابراز طاعت و تبعیت جوارحی است؛ آن گونه که در زیارت رسول اکرم(ص) و اهل بیت گرامی آن حضرت(ع) مشاهده می شود.

در خصوص زیارت خداوند نیز که دعای"اللهم اجعلنی من زوارک" (بحار الانوار، ج81، ص377) آمده به معنای قصد کنندگان به سوی او و پناه آوردگان به درگاهش تفسیر شده است.(مجمع البحرین، ج1، ربع2، ص304) بدیهی است که چنین معنا و حقیقتی حضور واقعی و اصیل زائر در نزد مزور را به همراه دارد و از این رو اگر زیارت به«حضور زائر در نزد مزور» معنا شد. این تعریف لازم به معناست؛ البته لازم بین و حتمی آن معنا.

از سوی دیگر زائر با حضور در زیارتگاه، موجب آبادی و عمران آن مکان می شود و از این رو عمل زائر را از این رهگذر«عمره» می نامند که موجب آبادی آن مکان می شود؛ از این جهت صاحب جواهر در ابتدای کتاب العمره در تعریف عمره می فرماید:« و هی لغه الزیاره اخذا من العماره، لان الزائر یعمر المکان بزیارته»(جواهر الکلام، ج20، ص441) گرچه از منظر دیگر می توان گفت در واقع این زائر است که به سبب زیارتش آباد می شود و جانش از ویرانی و خرابی خارج می گردد.

به هر تقدیر، بار معرفتی و آثار وجودی زیارت در فرد و جامعه بسیار فراوان است و باید از همین آغاز ذهن را از تفسیرهای نادرست و برداشت های غیر منطقی از معنا ومفهوم زیارت تهی و با نگاه واقعی و درست این معنا را تعقیب کرد.

آثار و توابع آن از نقطه نظر تاثیر در فرد و جامعه، ثواب و پاداش، شمول شفاعت و...یکسان است و در احادیث فراوان به آن تصریح شده است؛ چنانکه پیامبر اکرم(ص) فرمودند:« من زارنی فی حیاتی او بعد موتی کان فی جواری یوم القیامه؛ کسی که مرا در حال حیات یا بعد از مرگ من زیارت کنددر روز قیامت در جوار رحمت و عنایت من خواهد بود.»(کامل الزیارات، باب2، ص45، ح11)

همچنین رسول اکرم(ص) با بیانی صریح و روشن به یکسانی قبل و بعد از مرگ تصریح کرده و زیارت را در هر دو حال زمینه ی شفاعت معرفی می کند:« من زارنی بعد وفاتی کان کمن زارنی فی حیاتی و کنت له شهیدا و شافعا یوم القیامه؛ کسی که بعد از مرگ و وفات مرا زیارت کند مانند کسی است که مرا در حال زندگی و حیات ملاقات کرده و من در هر دو حال شاهد و گواه بر او هستم و شفاعت او در روز قیامت بر عهده ی من است.»(همان،ح12)

ضرورت و اهمیت زیارت

چنانکه گذشت، روح زیارت ارتباط و اتصال زائر با مزور است و این ارتباط زنده، موثر و حیات بخش است. اکنون باید دید این ارتباط چه پیامدهایی دارد و آثار و لوازم آن چیست و ترک آنچه مفاسد و مشکلاتی را در پی خواهد داشت تا با شناخت آن به میزان ضرورت و اهمیت این ارتباط پی برده شود.

گرچه هیچ شان و حقیقتی به عظمت توحید نیست و طبعا هیچ انسانی هم به ارزش موحد نیست و اگرچه رسالت و امامت دو جلوه الهی و ربانی است که ظهور قدرت الهی در هدایت گری، ولایت و سرپرستی است و این دو حقیقت نیز به نوبه خود معادل ندارد، لیکن آنچه راه وصول به جلوه ها و مظاهرالهی و در پرتو آن قرب به حق وتوحید را تامین و تضمین می کند تنها، ارتباط و اتصال به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و عترت آن حضرت است و بدون این طریق راهی نیست و هیچ کمال انسانی و الهی جز از این راه حاصل نمی شود:«فماذا بعد الحق الا الضلال»(یونس/32)؛ پس از حق چیزی جز گمراهی نیست.» این معنا در سوره مبارکه رعد به این صورت آمده است:« افمن یعلم انما انزل الیک من ربک الحق کمن هو اعمی انما یتذکر اولوا الالباب* الذین یوفون بعهد الله و لا ینقصون المیثاق*و الذین یصلون ما امر الله به ان یوصل و یخشون ربهم و یخافون سوء الحساب*..اولئک لهم عقبی الدار» (رعد/19-22) ؛ پس، آیا کسی که می داند آنچه از جانب پروردگارت به تو نازل شده، حقیقت دارد، مانند کسی است که کوردل است؟ تنها خردمندانند که عبرت می گیرند. همانان که به پیمان خدا وفا دارند و عهد{او} را نمی شکنند . و آنان که آنچه را خدا به پیوستنش فرمان داده می پیوندند و از پروردگارشان می ترسند و از سختی حساب بیم دارند..ایشان راست فرجام خوش سرای باقی" در این آیه بر اساس اولویت و اهمیت ابتدا به عهد و میثاق الهی، یعنی توحید اشاره شده:«یوفون بعهد الله» و پس از آن به میثاق و پیمان رسالت و امامت تذکر داده شده:« و لا ینقضون المیثاق» سپس به مسئله ارتباط و اتصال به حقایقی که همه ی خیر و نیکی از آنها نشات می گیرد و مستقیما هم مورد توصیه و امر الهی واقع شده توجه داده شده است:« الذین یصلون ما امر الله به ان یوصل» که این همان« حبل من الله»، یعنی قرآن و«حبل من الناس»(آل عمران/112) یعنی اهل بیت علیه السلام است. عن ابی عبد الله علیه السلام قال:« الحبل من الله کتاب الله و الحبل من الناس هو علی بن ابی طالب علیه السلام»(نور الثقلین، ج1، ص383)

این چینش و ترتیب نشانگر اهمیت و ارزش هریک از آنهاست و بدون توجه به آن، که حلقه اصلی ارتباط است، خیر و سرای ابد و دار رضوان نصیب کسی نخواهد شد؛ از این رو بر هیچ حقیقتی پس از توحید و رسالت به اندازه ی ارتباط و اتصال با آنان بلکه محبوب داشتن آن، تاکید و اصرار نشده؛ چنانکه هیچ عداوت و دشمنی هم در مقیاس الهی بیش از خصومت و خشونت نسبت به سفرای باری تعالی و اوصیای آنها نبوده و نیست.

زیارت تفسیر این ارتباط و تبیین و تحقق آن اتصال است و به همان میزانی که ایجاد آن اتصال و تحکیم آن رابطه در هندسه معرفتی اسلام ضروری و مهم است، زیارت هم چون تنها طریق عملی و راه تحقق آن رابطه است ضروری و مهم خواهد بود و از این رو همانطور که ایجاد و تحکیم این رابطه موجب خردمندی در دنیاست:« انما یتذکر اولوا الالباب» سبب نیکبختی در آخرت نیز هست:« لهم عقبی الدار» در مقابل، کسانی که رابطه و اتصال به جریان رسالت و ولایت را گسستند و رابطه ای که امر الهی به اتصال آن بوده قطع کرده و بریدند:« و الذین یقطعون ما امر الله به ان یوصل» آنها هم در دنیا از رحمت الهی محرومند و هم در آخرت تیره بختی و شقاوت دامن گیر آنهاست:« اولئک لهم اللعنه و لهم سوء الدار»(رعد/25) با توجه به همین نکته است که خدای سبحان شماری از آیات قرآن را به ایجاد و تثبیت وتحکیم رابطه و ضرورت واهمیت آن اختصاص داده و در شمار دیگری از آیات در جهت مذمت گسستن این رابطه سخن گفته است: « و من اعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا و نحشره یوم القیامه اعمی»(طه/124) ؛« و هر کس از یاد من دل بگرداند، در حقیقت، زندگی تنگ و سختی خواهد داشت، و روز رستاخیز او را نابینا محشور می کنیم.» « من اعرض عنه فانه یحمل یوم القیامه وزرا*خالدین فیه و ساء لهم یوم القیامه حملا»(طه/100-101) ؛« هر کس از{پیروی} آن{قرآن} روی برتابد، روز قیامت بار گناهی بر دوش می گیرد، پیوسته در آن{حال} می ماند،  چه بد باری روز قیامت خواهند داشت.»

سر مذمت و راز نگون بختی این افراد این است که این اعراض و روی گرداندن موجب می شود تا انسان از ذکر خدا و هر آنچه که مایه ی کمال و خیر است در غفلت بماند و آگاهی و شناخت لازم و کافی را نسبت به آن از دست بدهد، یا به دست نیاورد و آنگاه رابطه خود با آن حقیقت موثر و سودمند را قطع کرده و می گسلد و این گسستن رابطه، خطرات و مهالک فراوانی را در پی دارد؛ زیرا وقتی انسان از خیر جدا شد یا به شر می پیوندد و با آن ارتباط و اتصال وجودی پیدا می کند، یا در وادی حیرت و سرگردانی که خود شر مضاعف« ظلمات بعضها فوق بعض» (نور/40)؛ تاریکی هایی که بعضی روی بعضی قرار گرفته است) است سقوط می کند و مهم تر از همه اینکه خدای مهربان و رئوف نیز چون این انسان را فاقد قابلیت و ظرفیت می بیند هم خود از او اعراض کرده و لطفش را ممنوع می کند و هم به پیامبرش دستور می دهد او را به حال خود واگذارد تا در حیرت و سرگردانی خود باقی باشد:« قل الله ثم ذرهم فی خوضهم یلعبون» (انعام/91) ؛ « بگو خدا، آنگاه بگذارشان تا در ژرفای باطل خود به بازی سرگرم باشند.» زیرا چنین شخصی به مثابه درخت خشکیده ای است که سودی نخواهد داد:« سواء علیهم ءانذرتهم ام لهم تنذرهم لا یومنون»(بقره/6) ؛« چه آنها را بترسانی چه نترسانی آنها ایمان نمی آورند.» « سواء علیهم استغفرت لهم ام لهم تستغفر لهم لن یغفر الله لهم» (منافقون/6)

بنابراین، نه تنها زیارت موجب ارتباط و وابستگی وجودی به اهل بیت علیه السلام است، که خود منشا خیرات و برکات و نزول فیض و اجر و ثواب است، بلکه انصراف از آن و بی میلی نسبت به موجب انصراف رحمت و برگشت نعمت خواهد بود و کسی که چنین علقه و علاقه ای را در جان نپروراند و تقویت نکند. از چشم رحمت و لطف خدا و رسولش صلی الله علیه و آله و سلم خواهد افتاد؛ چنانکه امام صادق علیه السلام در پاسخ کسی که به امام علیه السلام عرض کرد: »جعلت فداک اتیتک و لم ازر قبر امیر المومنین علیه السلام» ، فرمود:« بئس ما صنعت. لو لا انک من شیعتنا ما نظرت الیک، الا تزور من یزوره الله تعالی مع الملائکه و یزوره الانبیاء علیهم السلام، و یزوره المومنون؟» قلت:« جعلت فداک ما عملت ذلک» قال علیه السلام: « فاعلم ان امیر المومنین علیه السلام عند الله افضل من الائمه کلهم و له ثواب اعمالهم و علی قدر اعمالهم فضلوا»(تهذیب الاحکام، ج6، ص20)؛ به فدای شما گردم. به حضور شما رسیدم در حالی که توفیق زیارت قبر امیر المومنین را نداشتم، حضرت در پاسخ فرمود: بسیار کار ناپسندی انجام دادی، اگر نبود که تو از پیروان و شیعیان مایی هرگز به تو نگاه نمی کردم. چگونه زیارت نکردی شخصیتی را که خداوند با فرشتگان آسمان و همه ی انبیاء و مومنان او را زیارت می کنند، آن شخص گفت: این مطلب را من نمی دانستم. حضرت فرمود: بدان که امیر المومنین علیه السلام در نزد خداوند از همه  ی ائمه برتر و افضل است و برای اوست پاداش تمامی اعمال و برتری هرکسی به میزان اعمال و عملکرد آنهاست.

بنابراین، زیارت به عنوان شاخصی روشن برای کسب فیض و دور نیفتادن از وادی رحمت ضروری است. حدیث مزبور موقعیت والا و عظیم و برتری امیر المومنین علیه السلام نسبت به سایر ائمه علیه السلام و همچنین زیارت خداوند، انبیاء و مومنان نسبت به آن حضرت علیه السلام را بیان می کند. البته تفاوت مراتب زیارت خداوند متعال با زیارت پیامبران و زیارت مومنان، از دید صاحب نظران مخفی نیست.

براساس آنچه گفته شد، انسان همواره باید آرزوی زیارت اولیای الهی و امید وصال ودوستی مشاهد آنان را در دل زنده دارد و از خداوند به طور جدی طلب کند:« اللهم...و حبب الی مشاهدهم و الحقنی بهم و اجعلنی معهم فی الدنیا و الاخره یا ارحم الراحمین» (تهذیب الاحکام، ج6، ص58)

از این رو وقتی توفیق زیارت نصیب شد جای سپاس و ثنای الهی است؛ انسان شاکر و ثناگوی خدایی است که در وادی نظر او را هدایت کرده و در وادی عمل توفیق حضور به او داده است؛ چنانکه در زیارت روز عرفه و عید قربان پیش از زیارت امام حسین علیه السلام این جملات آمده است:« الحمد لله الذی هدانی لولایتک و حصنی بزیارتک و سهل لی قصدک؛ سپاس خدایی را که مرا به ولایت شما هدایت کرد و توفیق دیدار و حضور داد و قصد به سوی شما را آسان کرد

در زیارت ائمه بقیع(ع) و زیارت امام حسین(ع) در روز عید فطر نیز این عبارت آمده است:« و الحمد لله الفرد..الذی من تطوله سهل لی زیاره مولای باحسانه و لم یجعلنی عن زیارته ممنوعا و لا عن ذمته مدفوعا بل تطول و منح؛ سپاس و حمد از آن خداست؛ خدایی که عطا و بخشش دارد، الهی در سایه احسانت زیارت مولایم را برای من آسان بگردان و مرا از زیارت او محروم و ناکام مفرما و مرا از ذمه او وا مرهان، بلکه تفضل و انعامت را بر من دریغ فرما.»(همان، زیارت امام حسین علیه لسلام در روز عید فطر و قربان)

یکی از آموزه های جدی فرهنگ زیارت همین نکته است که وقتی انسان موفق شد در میدان معرفت ها حجاب ها را کنار زده و خود را به حوزه معرفتی امام نزدیک کند و در سایه این معرفت کرامت بیابد و از نظر ارادت نیز توانسته سختی ها و مشکلات سفر را تحمل کرده، بیابان ها و فاصله ها را پشت سر بگذارد و ود را به آنها نزدیک کرده و در پرتو این قرابت ولایت و مودت تحصیل کند به یکی از بهترین توفیقات و بزرگ ترین نعمت های الهی دست یافته است. این معنا در زیارات فراوانی و به صورت برجسته در زیارت امیر المومنین علیه السلام آمده است:« الحمد لله الذی اکرمنی بمعرفه رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و من فرض طاعته رحمه منه و تطولا منه علی بالایمان. الحمد لله الذی سیرنی فی بلاده و حملنی علی دوابه، و طوی لی البعید و دفع عنی المکروه حتی ادخلنی حرم اخی رسوله(ص) فازانیه فی عافیه، الحمد لله الذی جعلنی من زوار قبر وصی رسوله."الحمد لله الذی هدینت لهذا و ما کنا لنهتدی لو لا ان هدینا الله؛ سپاس خدایی را که در پرتو معرفت خود و رسولش و کسانی که طاعت آنها واجب است مرا کرامت بخشید و این رحمت و زیادتی نعمت بر من است و بر من به جهت ایمان و باور به این معرفت ها منت نهاد. شکر خدایی را که مرا در شهرها گرداند و قدرت سوار شدن بر مرکب های خود را داد تا مقصد دور نزدیک شود، و سختی ها و دشواری های سفر را از من دور داشت تا توفیق ورود به حرم برادر رسول گرامی(ص) نصیبم شد. خدایی را سپاس که مرا از زائران قبر وصی رسول الله(ص) قرار داد. خدایی را سپاس که تنها این هدایت از اوست و اگر هدایت او نبود چنین هدایت و توفیقی نصیب من نمی شد.»(تهذیب الاحکام، ج6، ص25) در ذیل زیارت آن جضرت آمده است:« اللهم انت مننت علی بزیاره مولای و ولایته و معرفته...»(همان،ص28) خدایا تو بر من به سبب زیارت مولایم و ولایت و معرفت او منت نهادی و نعمت عظیم عطا کردی. از اینگونه تعابیر پرشمار این پیام قطعی حاصل می شود که اولا: زیارت و تشرف به مشاهد اولیا توفیق بزرگ الهی است. ثانیا: این توفیق نصیب نمی شود مگر از ناحیه لطف الهی. ثالثا: در مقابل این توفیق و نعمت همواره باید ثناگوی حق و شاکر نعمت هایش بود و بالاخره باید دانست که نه تنها تشرف به محضر اولیا توفیقی مهم است، بلکه باریابی به بارگاه آنان کرامتی ویژه و شرافتی خاص است؛ از این رو در زیارت بارگاه حسینی(ع) می گوییم:«اللهم هذا مقام کرمتنی و شرفتنی به»(تهذیب الاحکام، ج6، ص56) حاصل اینکه، زیارت ضرورتی دینی و الهی و از اهمیت والایی برخوردار است.

منبع:  کتاب فلسفه زیارت و آئین آن، نوشته حجه الاسلام مرتضی جوادی، ص20-50




دسته بندی : شیعه شناسی ,