پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در نخستین سیر شبانه ی خود که در ماه ربیع الاول، دو سال بعد از بعثت که از خانه ی حضرت خدیجه علیهاالسلام انجام پذیرفت[1] ، هنگامی که به سوی زمین باز می گشتند از پیک وحی چنین مورد خطاب قرار گرفتند:
حاجتی أن تقرأ علی خدیجة من الله و منی السلام
حاجت من این است که از خداوند منان و از من جبرئیل، بر خدیجه سلام برسانی.[2]  
هنگامی که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله درود خداوند منان را به حضرت خدیجه علیهاالسلام ابلاغ نمودند، او در پاسخ گفت: خداوند سلام است، سلام از او به سوی اوست.[3]  
 
پیک وحی یک بار دیگر به پیامبر صلی الله علیه وآله عرضه داشت: ای محمد! به خدیجه از پروردگارش سلام برسان. حضرت خدیجه علیهاالسلام گفتند: خداوند خود سلام است، و سلام از اوست، و بر جبرئیل امین سلام باد.[4]  
در یکی از تهاجمات ددمنشانه ی قریش و انتشار شایعه ی کشته شدن پیامبر صلی الله علیه و آله، حضرت خدیجه علیهاالسلام در میان دره ها و صخره های اطراف مکه، به دنبال حبیبش می گشت و سیلاب اشک بر صورتش روان بود. پیک وحی بر پیامبر رحمت فرود آمد و عرضه داشت: ملائکه آسمان به جهت گریه ی خدیجه علیهاالسلام به گریه افتاده اند، او را به سوی خود فراخوان، درود مرا ابلاغ کن و او را بشارت بده، که خدایش به او درود می فرستد و او را به قصری در بهشت بشارت ده، که در آن هیچ غم و اندوهی نیست.[5] 

خدیجه ی کبری از دیدگاه رسول خدا


از رسول اکرم صلی الله علیه وآله احادیث فراوان در مناقب حضرت خدیجه علیهاالسلام رسیده است، که به گوشه ای از آنها اشاره می کنیم:
1. هر روز خداوند، چندین بار با وجود خدیجه بر فرشتگان  مباهات می کند[6]  
2. او هنگامی به من ایمان آورد که دیگران به من کفر می ورزیدند. او مرا تصدیق نمود، هنگامی که دیگران انکار می کردند، او همه ی ثروتش را در اختیار من قرار داد هنگامی که دیگران دریغ می ورزیدند. خداوند منان از او به من فرزند عنایت کرد ولی دیگران را محروم ساخت.[7]  
3. بهترین بانوان عالمیان عبارتند از: مریم دخت عمران، آسیه دخت مزاحم، خدیجه دخت خویلد و فاطمه دخت محمد صلی الله علیه و آله.[8]  
4. برترین بانوان بهشت عبارتند از: خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد، مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم (همسر فرعون).[9]  
5. چهار بانو هستند که بانوی بانوان بهشتی اند و آنها عبارتند از: مریم، خدیجه، آسیه و فاطمه.[10]  
6. در میان بانوان عالم تنها چهار بانو به حد اعلای کمال رسیده اند و آنها عبارتند از: مریم، خدیجه، آسیه و فاطمه.[11]  
7. خدیجه پیش از همه ی بانوان عالم، به ایمان به خدا و رسول خدا سبقت گرفت.[12]  
8. دیگر کجا همانند خدیجه یافت می شود که مرا تصدیق نمود،  هنگامی که دیگران تکذیب می کردند. و در پیشرفت دین خدا یار و مددکار من بود و ثروتش را در این راه هزینه کرد.[13]  
9. بهشت به چهار بانو مشتاق است و آنها عبارتند از: مریم، خدیجه، فاطمه و آسیه.[14]  
10. خدیجه بهترین امهات مؤمنین و برترین آنها و بانوی بانوان عالمیان است.[15]  
11. محبت خدیجه را خداوند در دل من قرار داده بود.[16]  
12. من او را از اعماق دل دوست داشتم.[17]  
13. من دوستداران خدیجه را نیز دوست می دارم.[18]  
14. هرگز خدای متعال همسری بهتر از خدیجه به من عطا نکرد.[19]  
15. نه، هرگز خداوند بهتر از خدیجه را به جای او جایگزین نکرد.[20]  
16. من کارفرمایی ندیدم که نسبت به کارگزارانش از خدیجه بهتر و حق شناس تر باشد.[21]  

17. هیچ ثروتی همانند مال خدیجه مرا سود نبخشید.[22]  
18. خداوند از میان زنان چهار بانو را برگزید: مریم، آسیه، خدیجه و فاطمه.[23]  
مریم برترین بانوی عصر خود و خدیجه برترین بانوی عصر خود می باشد.[24]  
19. خداوند علی، حسن، حسین، حمزه، جعفر، فاطمه، و خدیجه را بر جهانیان برگزید.[25]  
20. خطاب به عایشه: از خدیجه این گونه سخن مگو، او نخستین بانویی بود که به من ایمان آورد، او برای من فرزند آورد و تو محروم شدی.[26]

حضرت خدیجه در گفتار بزرگان


اگر بخواهیم گفتار بزرگان اسلام را پیرامون ام المؤمنین حضرت خدیجه علیهاالسلام نقل کنیم، مثنوی هفتاد من کاغذ می شود، از این رهگذر به شماری از سخنان اصحاب سیره و تراجم فقط اشاره می کنیم.
1. ابن هشام صاحب کتاب معروف «السیرة النبویة» می نویسد:
 

خدیجه صاحب نسب والا، دارای برترین شرافت، صاحب بیشترین ثروت و حریص ترین بانوان قریش به حفظ امانت و التزام به معیارهای اخلاقی، عفت و کرامت انسانی بود و لذا بلندترین قله ی شرف را به خود اختصاص داده بود.
2. ذهبی پیشتاز رجالیون عامه می نویسد:
خدیجه سرور بانوان بهشت، فرزانه ی قریش، از تیره ی اسد، جلیل القدر، متدین، خویشتن دار، بزرگوار، از بانوان بهشتی و یکی از بانوانی بود که به قله ی کمال رسیده بودند.[27]  
3. ابن حجر عسقلانی در این رابطه می نویسد:
خدیجه در نخستین لحظات بعثت، رسالت آن حضرت را تصدیق نمود، اعتقاد راسخ و ثابت قدم او نشانگر یقین کامل، عقل وافر و عزم راسخ او بود.[28]  
4. سهیلی صاحب آثار فراوان در سیره و مغازی می نویسد: حضرت خدیجه سرور بانوان قریش بود، در جاهلیت و اسلام به «طاهره» ملقب بود.[29]

 

منبع: 

سرچشمه کوثر: اُمّ ‌المؤمنین خدیجه ‌کبری سلام الله علیها،پدیدآورندگان: علی‌ اکبر مهدی ‌پور،تاریخ نشر: چاپ سوم: 1385.ناشر: کرج: راه ودادص17الی20

 [1] ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج 1، صفحه 228.
[2] تفسیر عیاشی، ج 2، صفحه 279، صحیح بخاری، ج 5، صفحه 112.
[3] شیخ طوسی، الأمالی، صفحه 175، مجلس 6، ح 46.
[4] ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج 2، صفحه 85.
[5] صحیح بخاری، ج 5، صفحه 112، گنجی، کفایة الطالب، صفحه 359.

 [6] علامه ی مجلسی، بحارالانوار، ج 18، صفحه 243؛ اربلی، کشف الغمه، ج 2، صفحه 72.
[7] ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج 2، صفحه 82؛ ابن حجر، الإصابه، ج 4، صفحه 275.
[8] ابن اثیر، اسدالغابه، ج 5، صفحه 537.
[9] ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج 2، صفحه 720.
[10] طبری، ذخائر العقبی، صفحه 44.
[11] ابن صباغ مالکی، الفصول المهمه، صفحه 129.
[12] حاکم، مستدرک صحیحین، ج 2، صفحه 720.
[13] علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 43، صفحه 25.
[14] بحارالانوار، ج 43، صفحه 53.
[15] سیلاوی، الأنوار الساطعه، صفحه 7.
[16] گنجی شافعی، کفایة الطالب، صفحه 359.
[17] بحرانی، العوالم، ج 11، صفحه 32.
[18] محلاتی، ریاحین الشریعه، ج 2، صفحه 206.
[19] ابن هشام، السیرة النبویه، ج 1، صفحه 80.
[20] ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج 2، صفحه 721.
[21] علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 16، صفحه 10.
[22] همان، ج 19، صفحه 63.
[23] ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 10، صفحه 266.
[24] بخاری، الصحیح، ج 4، ص 200.
[25] علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 37، صفحه 63.
[26] قاضی نعمان، شرح الأخبار، ج 3، صفحه 20.

 [27] ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج 2، ص 109.
[28] ابن حجر، فتح الباری، ج 7، ص 134.
[29] سهیلی، الروض الانف، ج 1، ص 215.